اوج آسمان

دعای سی و سوم صحیفه سجادیه در طلب خیر

اللّهُمّ إِنِیّ أَسْتَخِیرُکَ بِعِلْمِکَ،
فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ،
وَ اقْضِ لِی بِالْخِیَرَةِ
وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَةَ الِاخْتِیَارِ،
وَ اجْعَلْ ذَلِکَ ذَرِیعَةً إِلَى الرّضَا بِمَا قَضَیْتَ لَنَا
وَ التّسْلِیمِ لِمَا حَکَمْتَ فَأَزِحْ عَنّا رَیْبَ الِارْتِیَابِ،
وَ أَیّدْنَإ بِیَقِینِ الْمُخْلِصِینَ.
وَ لَا تَسُمْنَا عَجْزَ الْمَعْرِفَةِ عَمّا تَخَیّرْتَ فَنَغْمِطَ قَدْرَکَ،
وَ نَکْرَهَ مَوْضِعَ رِضَاکَ،
وَ نَجْنَحَ إِلَى الّتِی هِیَ أَبْعَدُ مِنْ حُسْنِ الْعَاقِبَةِ،
وَ أَقْرَبُ إِلَى ضِدّ الْعَافِیَةِ
حَبّبْ إِلَیْنَا مَا نَکْرَهُ مِنْ قَضَائِکَ،
وَ سَهّلْ عَلَیْنَا مَا نَسْتَصْعِبُ مِنْ حُکْمِکَ‏
وَ أَلْهِمْنَا الِانْقِیَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَیْنَا مِنْ مَشِیّتِکَ
حَتّى لَا نُحِبّ تَأْخِیرَ مَا عَجّلْتَ،
وَ لَا تَعْجِیلَ مَا أَخّرْتَ،
وَ لَا نَکْرَهَ مَا أَحْبَبْتَ،
وَ لَا نَتَخَیّرَ مَا کَرِهْتَ.
وَ اخْتِمْ لَنَا بِالّتِی هِیَ أَحْمَدُ عَاقِبَةً،
وَ أَکْرَمُ مَصِیراً،
إِنّکَ تُفِیدُ الْکَرِیمَةَ،
وَ تُعْطِی الْجَسِیمَةَ،
وَ تَفْعَلُ مَا تُرِیدُ،
وَ أَنْتَ عَلَى کُلّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ.

خدایا،
از تو می خواهم
که به سبب دانش بی حدّ خود،
برای من خیر و نیکی را برگزینی.
پس بر محمد و خاندانش درود فرست
و از هر چیز، برترین را نصیب من فرما.

به ما الهام کن که آنچه را نیک و درست است، بدانیم و عمل کنیم،
و این را وسیله‌ای قرار ده؛
تا به آنچه برایمان مقدّر فرموده‌ای، خشنود شویم،
و به حکمی که در حقّ ما کرده‌ای ؛ گردن نهیم.
پس پریشانی ، دو دل بودن را ؛ از قلب ما بزدای.
و ما را به یقینی ،همانند یقین بندگان مخلص خود؛ یاری نمای،
و مخواه که در شناخت آنچه برای ما برگزیده‌ای، ناتوان مانیم؛
تا آن جا که حرمت تو در چشم ما اندک شود.
و آنچه مقدّر کرده‌ای، پیش ما ناپسند آید؛
و به حالتی دچار شویم که ،از نیک فرجامی دورتر است؛ و به غیر عافیت نزدیک‌ تر.

آنچه را قسمتمان کرده‌ای و برای ما ناخوشایند است، محبوب ما گردان؛
و آن حکم تو را که دشوار می پنداریم، آسان ساز،
و در دل ما انداز؛ که در برابر آنچه در حقّ ما خواسته‌ای، تسلیم تو باشیم،
و نخواهیم که آنچه به تأخیر انداخته‌ای؛ پیش افتد،
و آنچه پیش انداخته‌ای، به تأخیر افتد،
و آنچه را محبوب توست، ناپسند نداریم،
و آنچه را خوش نمی داری، اختیار نکنیم.

کار ما را به آن سرانجام که نیک‌تر است
و آن فرجام که پسندیده‌تر، پایان ده؛
زیرا تو نفیس‌ترین چیزها را می بخشی،
و بخشش‌های بزرگ می دهی،
و هر چه بخواهی همان می کنی،
و تو بر هر کار توانایی.

...

پيام هاي ديگران()        link        دوشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳٩٢ - ز. ش.

انسانیت

در کتاب آزادی معنوی  استاد شهید مطهری  نوشته شده:

     " یک دستور که در تمام ادیان جهان یافت میشود این است که:

برای دیگران همان را دوست بدار که برای خود دوست می داری  و برای دیگران همان را مپسند که برای خود نمی پسندی.

ما چرا علی علیه السلام را یک انسان کامل میدانیم؟ برای اینکه درد اجتماع را حس میکرده، برای اینکه من او به ما تبدیل شده بود، برای اینکه خود او خودی بود که همه انسانها را جذب میکرد. او بصورت یک فرد مجزا از انسانهای دیگر نبود بلکه واقعا خودش را به منزله یک عنصر، یک انگشت، یک عصب در یک بدن احساس میکرد که وقتی ناراحتی ای در یک جای بدن پیدا میشود، این عضو ناآرام و بیقرار میشود..  "

 

ما این حدیث را بارها و بارها از کودکی تاکنون شنیده ایم که احبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها ؛ اما براستی آیا به آن عمل میکنیم؟ آیا واقعا آنچه برای خود و خانواده خود میپسندیم برای دیگران هم بهمان نحو، رفتار میکنیم؟ آیا همان ارزش و احترامی را که دوست داریم برای ما و وقت ما قائل باشند، برای دیگران هم قائلیم؟؟

چرا وقتی درصدد انجام کاری هستیم یک لحظه به این موضوع فکر نمیکنیم و خودمان را جای دیگران نمیگذاریم؟

 

...

پيام هاي ديگران()        link        شنبه ۱٧ اسفند ،۱۳٩٢ - ز. ش.

 

رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ

سوره قصص/آیه 24

...

پيام هاي ديگران()        link        یکشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳٩٢ - ز. ش.

در هیاهوی زندگی...

در هیاهوی زندگی دریافتم..

         چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت؛

                                                              در حالیکه گویی ایستاده بودم.

        چه غصه هایی که فقط باعث سپیدی مویم شد؛

                                                              در حالیکه قصه ای کودکانه، بیش نبود.

  دریافتم که کسی هست

                         که اگر او بخواهد می شود و اگر او نخواهد نمی شود

                                                                                       به همین سادگی.

             کاش نه می دویم و نه غصه می خوردم

                                                                          تنها او را می خواندم.

 

از فایلهای ارسالی به گروه هشت بهشت 

...

پيام هاي ديگران()        link        جمعه ٢٧ بهمن ،۱۳٩۱ - ز. ش.

 

سرت را بر شانه خدا بگذار

                                     تا او با دستان مهربانش غم را از چهره ات پاک کند

و قصه عشق را چنان زیبا برایت بخواند

                        که نه از دوزخ وحشت کنی

                                        و نه از بهشت به رقص درآیی..

                                                             قصه عشق، قصه انسان بودن ماست.

...

پيام هاي ديگران()        link        سه‌شنبه ۱٤ آذر ،۱۳٩۱ - ز. ش.

 

مستان همه افتاده و ساقی نمانده

                                             یک گل برای باغبان باقی نمانده

صحرا همه گلگون شده

                              هر بلبلی دلخون شده

                                                           مظلوم حسینم...

 http://s1.picofile.com/file/7558636341/karimkhani.mp3.html

...

پيام هاي ديگران()        link        دوشنبه ٦ آذر ،۱۳٩۱ - ز. ش.

هر روز همان روز را زندگی کن

با دم زدن در هوای گذشته و نگرانی فرداهای نیامده

                     زندگی را مگذار که از لابلای انگشتانت فرو لغزد

                                                                 و آسان هدر رود

هر روز همان روز را زندگی کن

                      و بدینسان تمامی عمر را به کمال زیسته ای

و هرگز امید را از کف مده

                           آنگاه که چیز دیگری برای دادن در کف داری

       همه چیز در آن لحظه ای به پایان می رسد

                                                              که قدم های تو باز می ایستد.

 * تا فردا طلوعی بیش نمانده است

               عهد کن که امروز را به کمال توان خود سرشار زیست کنی *

 

...

پيام هاي ديگران()        link        شنبه ۱۳ آبان ،۱۳٩۱ - ز. ش.

قطعه گمشده

به جای اینکه بنشینی و منتظر باشی تا کسی پیدا شود تا تو را کامل کند

خودت شهامت و جسارت پدید آوردن شکل را پیدا کن

و افکار و دیدگاهت را تغییر بده

و انرژیت را صرف شکل دادن به خودت کن

تلاش کن

 

از فایلهای ارسالی به گروه هشت بهشت

اثر شل سیلور استاین

...

پيام هاي ديگران()        link        یکشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳٩۱ - ز. ش.

محبت خداوند و مظاهر او

اگر راه نداری به اینکه عشق خدا را در درون خود جای دهی، دوستان خدا را دوست بدار؛ که حضرت رسول (ص) فرموده اند: صالحین را دوست بدار که همانا انسان با کسی است که دوستش دارد..

خاک قدم های انسان کامل، مایه قرب به خداوند است و لذا اتکای سالک حقیقی نه به نماز و روزه اش بلکه به خدمت برای چنین انسانی است زیرا عبادت برای آنست که انسان، خدا را بیابد و حال اگر او آیینه ی تمام نمای خدا را بیابد، بهترین وسیله برای قرب به خدا را یافته است.

چنانچه امام صادق (ع) فرموده اند: دوستی و برادری متقین (اهل دل) را طلب کن؛ اگرچه در ظلمات زمین، و اگرچه عمرت را در طلب آنان صرف کنی.

لذا وصیت انبیا و اولیا به مردم اینست که در یافتن دوستان بامعرفت، حق شناس و اهل دل همت کنید که اگر به درجه آنان نرسی به شفاعت ایشان مشرف گردی.

زلیخا، یوسف (ع) را دوست داشت و چون یوسف دوست خداوند متعال بود، زلیخا به واسطه آن دوستی، هرچه اهل بهشت در آخرت بیابند، او در دار دنیا یافت.

مادامی که زلیخا، یوسف را دوست می داشت و حق را نمی شناخت، نه حق را می یافت و نه یوسف را! چون از طلب و کوشش خود ناامید گشت و خدایی شد و متوجه به ساحت قدس ربوبیت گردید، هم یوسف را یافت و هم خداوند را.

پس تا بنده به غیرخدا مشغول باشد، هیچ ندارد؛ نه دنیا نه عقبی و نه مولا را! اما اگر به مولا و خدمت و عبادت او مشغول شود، همه چیز میابد؛ هم دنیا هم عقبی و هم مولا را..

کتاب شب قدر، شب احیای قلب برگرفته از سخنان فاطمه میرزایی لطفی آذر

...

پيام هاي ديگران()        link        یکشنبه ٢٢ امرداد ،۱۳٩۱ - ز. ش.

حکایت درخت

در میان بنی اسرائیل، عابدی بود. وی را گفتند: فلان جا درختی است و قومی آن را میپرستند. عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس بصورت پیری ظاهرالصلاح بر مسیر او مجسم شد و گفت: ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش! عابد گفت: نه، بریدن درخت اولی است. مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.

عابد بر ابلیس غالب شد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست. ابلیس در این میان گفت: دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مأمور ننموده است؛ به خانه برگرد تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم، با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است.  عابد با خود گفت: راست میگوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم.  و برگشت.

بامداد روز دیگر، دو دینار دید و برگرفت. روز دوم نیز همین طور اما روز سوم هیچ نبود. خشمگین شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابلیس پیش آمد و گفت: کجا؟ عابد گفت: تا آن درخت برکنم. ابلیس گفت: به خدا هرگز نتوانی کند. در جنگ آمدند. ابلیس، عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست!  عابد گفت: دست بدار تا برگردم؛ اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک در چنگ تو حقیر شدم؟

ابلیس گفت: آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی اینبار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی.

از کتاب نسیم حیات، تفسیر جزء1 قرآن کریم نوشته استاد بهرام پور

...

پيام هاي ديگران()        link        سه‌شنبه ۳ امرداد ،۱۳٩۱ - ز. ش.