اوج آسمان

حیا در خلوت : سکوی پرش

حیا در خلوت از جمله صفاتی است که انسان را نزد خدا بسیار عزیز می کند و او را به اوج می برد مانند داستان حضرت یوسف و

  ماجرای ابن سیرین:

ابن سیرین جوانی باتقوا بود که در یک کارگاه خیاطی کار میکرد.

روزی خانم جوانی به خیاطی آمد و به استاد و صاحب مغازه گفت شوهرم در خانه بیمار است و نیازمند لباسی است که باید برای او بدوزید , اما به جهت بیماری توان آن را ندارد که به مغازه شما بیاید تا اندازه اش را بگیرید.   زن جوان به ابن سیرین اشاره کرد و گفت " لطفا این جوان را به منزل ما بفرستید تا اندازه ی شوهرم را بگیرد. "

استاد رو به ابن سیرین کرد و گفت " همراه این خانم برو و هر چه گفت انجام بده . "  ابن سیرین هم اطاعت کرد و همراه آن خانم به راه افتاد .  وقتی به منزل رسیدند و به درون خانه رفتند  زن درب خانه را قفل کرد . ابن سیرین که از کار او تعجب کرده بود پرسید : شوهرتان کجاست؟  زن جوان تبسمی کرد و گفت:شوهر کجا بود , اینجا فقط منم و تو. من تو را به این حیله به اینجا کشاندم.   ابن سیرین برآشفته شد که " من هرگز لحظه ای اینجا نمی مانم و هرگز دامن خود را به گناه آلوده نمی کنم . " اما زن جوان اصرار میکرد و از طرفی درب خانه هم قفل بود و راه فراری نبود.  ابن سیرین این جوان باایمان به خدا پناه برد و از او کمک خواست.

ناگهان فکری به ذهنش رسید . به زن جوان گفت: " من از سرکار می آیم پس ابتدا اجازه بده دستانم را بشویم." زن جوان دستشویی خانه را به او نشان داد . ابن سیرین به داخل رفت و تا می توانست خود را به کثافات آلوده کرد و با همان وضعیت منزجرکننده و متعفن بیرون آمد .  زن جوان تا ابن سیرین را در این وضعیت دید حالش دگرگون شد و فریاد برآورد که :" ای موجود کثیف  از خانه ی من برو بیرون که زندگی ام را آلوده ساختی ." و در را به روی او باز کرد . ابن سیرین هم بی معطلی از خانه بیرون رفت .

نوشته اند ابن سیرین خود را به حمام رساند و کاسه ی آب بر سر ریخت و همین که آب از روی بدنش سرازیر شد بدنش چنان معطر شد که تا آخر عمر همیشه از تن او بدون آنکه از عطر استفاده کند  بوی خوش برمی خاست .  خداوند به او علم تعبیر خواب داد و مشمول الطاف بسیار خاص خداوندی شد.

 

            برگرفته از کتاب یوسف قهرمان خوبیها  نوشته ی م.حورایی ...

پيام هاي ديگران()        link        شنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٥ - ز. ش.