انسانیت

در کتاب آزادی معنوی  استاد شهید مطهری  نوشته شده:

     " یک دستور که در تمام ادیان جهان یافت میشود این است که:

برای دیگران همان را دوست بدار که برای خود دوست می داری  و برای دیگران همان را مپسند که برای خود نمی پسندی.

ما چرا علی علیه السلام را یک انسان کامل میدانیم؟ برای اینکه درد اجتماع را حس میکرده، برای اینکه من او به ما تبدیل شده بود، برای اینکه خود او خودی بود که همه انسانها را جذب میکرد. او بصورت یک فرد مجزا از انسانهای دیگر نبود بلکه واقعا خودش را به منزله یک عنصر، یک انگشت، یک عصب در یک بدن احساس میکرد که وقتی ناراحتی ای در یک جای بدن پیدا میشود، این عضو ناآرام و بیقرار میشود..  "

 

ما این حدیث را بارها و بارها از کودکی تاکنون شنیده ایم که احبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها ؛ اما براستی آیا به آن عمل میکنیم؟ آیا واقعا آنچه برای خود و خانواده خود میپسندیم برای دیگران هم بهمان نحو، رفتار میکنیم؟ آیا همان ارزش و احترامی را که دوست داریم برای ما و وقت ما قائل باشند، برای دیگران هم قائلیم؟؟

چرا وقتی درصدد انجام کاری هستیم یک لحظه به این موضوع فکر نمیکنیم و خودمان را جای دیگران نمیگذاریم؟

 

/ 2 نظر / 14 بازدید
طاهره

سلام سایت من دارای پیج رنک 3 است. من وبلاگ شما را در سایتم لینک کرده ام و آدرس صفحه حاوی لینک شما به صورت زیر است : http://www.4jer.ir/help لطفا شما هم لینک سایت من را با عنوان "شارژ ایرانسل" و به آدرس http://www.4jer.ir در وبلاگ خود قرار دهید. با تشکر

علی کاظمی

سلام. به نظرم وقتی میتونیم همچین حسی داشته باشیم که دیگران را مانند خودمون دوست داشته باشیم. و این در شرایطی محقق میشه که حب و بغضمون برای خدا باشه. علی اینطور بود چون حُبّاً لِلّه و بُغضاً لِلّه بود. گنجایش هرکس از علی به قدر ظرف اوست نه به قدر آشنایی و شناختش. معاویه علیه اللعنه علی علیه السلام رو از پدرش بیشتر میشناخت ولی ظرفش گنجایش علی رو نداشت. باید ظرف رو از غیر خالی کرد تا لیلی به پیمانه شیر بریزه. اگر پیمانه مجنون رو شکست به این علت بود که مجنون دنبال گرفتن شیر اومده بود نه برای دیدن لیلا. یا حداقل به بهانه شیر اومده بود لیلا رو ببینه.. خالص نبود.. باید ظرف مون از بهانه غیر خالی شه تا آیینه نور معرفت بشه.. علی یارتون.